_last night, most recognition_
p2
جین: چرا اینا رو میپرسی بیی...نه هیچوقت
دستگاه ✖️
ا.ت: تا حالا اینقدر زود جواب نداده بود...
جین: ا.ت تو که تشخیص چهار تا آهن پاره رو قبول نداری نه؟
ا.ت: معلومه که نه ولی تشخیص سلول به سلول چشمامو قبول دارم
جین: ا.ت چیزی شده؟(جدی)
ا.ت: چرا بهم خیانت کردی؟من از اون دختر ناراحت نیستم از تو ناراحتم
جین: ا.ت یه دستی میزنی؟من خیانت نکردم
ا.ت خندید و بلند شد که جین دسشو کشید و انداختش تو بغل خودش
جین: وایسا چرا داری چرت و پرت میگی؟پریودی؟
ا.ت: کاش با چشمای خودم نمیدیدم که شوهرم با همکارش خوابیده
جین: تو از کجا...
ا.ت: کاش سه سال عاشقانه تو سختیا کنارت نبودم...کاش نشونت میدادم(خنده)که منم بلدم اذیت کنم
جین: یک ساعت جا من زندگی کردی؟دیدی چقدر بد بوده؟من بهت خیانت نکردم...تو رو آسون به دست نیاوردم که راحت از دست بدم
ا.ت بلند شد و گوشیشو برداشت
ا.ت: نه سخت به دستم اوردی ولی قدرمو ندونستی...آخه عوضی ما فردا عروسیمونه بعد تو میری خیانت میکنی؟...چرا وقتی میخواستی خیانت کنی یادت رفت که کلی سختی تو راه عشقمون بود...چرا تا مطمئن شدی هستم خطا کردی؟
جین: ...
60like❤️⚘️
جین ویو
ایششش لعنتی..از کجا فهمیده...پوفففف این دختر تمام ایدهآل های منو داشت...
+نه اشتباه نمیکنم فکر میکنی چرا گذاشتم یک هفته بگذره بعد بگم؟همکارت وا داد تو نمیدی؟!فکر میکنی وقتی دیدمتون چه حالی شدم
_تو عروس منی و از این خونه نمیری...تو مال منی و هیچوقت قرار نیست مال کس دیگه ای شی...فهمیدی؟
جین به ا.ت نزدیک میشد توی چشماش یه ورژن دیگه امده بود ورژنی که قسمت هیولای این پسر رو بیدار کرده بود
+هه عروست بودم...اما تا قبل از کار کثیفت اما میدونی چیه؟پشیمون نیستم چون دیر یا زود باید اینکارو میکردی...باید به عشقت نشون میدادی که پشت نقاب لطیفت چه آدم بی ذاتیه
ا.ت خواست به سمت اتاقش بره که جین محکم گرفتش و دستشو جلو دهن بینیش قرار داد و جیغای ترس ا.ت تو دستش خفه شد
دختر با تقلا سعی میکرد خودشو از دست پسر بکنه اما نمیشد...با کمبود نفس چشماش سیاه شد و افتاد
_تو برای منی حتا تگر خودت نخوای
جین بدن ا.ت رو تو اتاق برد و نفس دهان به دهان بهش داد و در رو قفل کرد و دست و پای دختر رو بست
_وقتی یه هوش امدی میفهمی که من بی ذات نیستم من تنوع طلبم ولی این باعث نمیشه چیزی که اینقدر براش رنج کشیدم که به دستم برسه رو از دست بدم
لبای ا.ت رو بوسید خودش میدونست کارش اشتباه بوده اما واقعا ا،تو دوست داشت اون دختر بعد از سه سال بخش اصلی زندگیش شده بود و میدونست که ا.ت فردا قرار بود تو لباس عروسی باشه اما با این حال خیانت کرده بود
فلش بک به هفته پیش
ا.ت ویو
عین جنازه شدم بخدا این استاده فکر کرده کیه یه سر کارگر بیشتر نیس که...هوفففف...کلید انداختم و در رو باز کردم
جین: چرا اینا رو میپرسی بیی...نه هیچوقت
دستگاه ✖️
ا.ت: تا حالا اینقدر زود جواب نداده بود...
جین: ا.ت تو که تشخیص چهار تا آهن پاره رو قبول نداری نه؟
ا.ت: معلومه که نه ولی تشخیص سلول به سلول چشمامو قبول دارم
جین: ا.ت چیزی شده؟(جدی)
ا.ت: چرا بهم خیانت کردی؟من از اون دختر ناراحت نیستم از تو ناراحتم
جین: ا.ت یه دستی میزنی؟من خیانت نکردم
ا.ت خندید و بلند شد که جین دسشو کشید و انداختش تو بغل خودش
جین: وایسا چرا داری چرت و پرت میگی؟پریودی؟
ا.ت: کاش با چشمای خودم نمیدیدم که شوهرم با همکارش خوابیده
جین: تو از کجا...
ا.ت: کاش سه سال عاشقانه تو سختیا کنارت نبودم...کاش نشونت میدادم(خنده)که منم بلدم اذیت کنم
جین: یک ساعت جا من زندگی کردی؟دیدی چقدر بد بوده؟من بهت خیانت نکردم...تو رو آسون به دست نیاوردم که راحت از دست بدم
ا.ت بلند شد و گوشیشو برداشت
ا.ت: نه سخت به دستم اوردی ولی قدرمو ندونستی...آخه عوضی ما فردا عروسیمونه بعد تو میری خیانت میکنی؟...چرا وقتی میخواستی خیانت کنی یادت رفت که کلی سختی تو راه عشقمون بود...چرا تا مطمئن شدی هستم خطا کردی؟
جین: ...
60like❤️⚘️
جین ویو
ایششش لعنتی..از کجا فهمیده...پوفففف این دختر تمام ایدهآل های منو داشت...
+نه اشتباه نمیکنم فکر میکنی چرا گذاشتم یک هفته بگذره بعد بگم؟همکارت وا داد تو نمیدی؟!فکر میکنی وقتی دیدمتون چه حالی شدم
_تو عروس منی و از این خونه نمیری...تو مال منی و هیچوقت قرار نیست مال کس دیگه ای شی...فهمیدی؟
جین به ا.ت نزدیک میشد توی چشماش یه ورژن دیگه امده بود ورژنی که قسمت هیولای این پسر رو بیدار کرده بود
+هه عروست بودم...اما تا قبل از کار کثیفت اما میدونی چیه؟پشیمون نیستم چون دیر یا زود باید اینکارو میکردی...باید به عشقت نشون میدادی که پشت نقاب لطیفت چه آدم بی ذاتیه
ا.ت خواست به سمت اتاقش بره که جین محکم گرفتش و دستشو جلو دهن بینیش قرار داد و جیغای ترس ا.ت تو دستش خفه شد
دختر با تقلا سعی میکرد خودشو از دست پسر بکنه اما نمیشد...با کمبود نفس چشماش سیاه شد و افتاد
_تو برای منی حتا تگر خودت نخوای
جین بدن ا.ت رو تو اتاق برد و نفس دهان به دهان بهش داد و در رو قفل کرد و دست و پای دختر رو بست
_وقتی یه هوش امدی میفهمی که من بی ذات نیستم من تنوع طلبم ولی این باعث نمیشه چیزی که اینقدر براش رنج کشیدم که به دستم برسه رو از دست بدم
لبای ا.ت رو بوسید خودش میدونست کارش اشتباه بوده اما واقعا ا،تو دوست داشت اون دختر بعد از سه سال بخش اصلی زندگیش شده بود و میدونست که ا.ت فردا قرار بود تو لباس عروسی باشه اما با این حال خیانت کرده بود
فلش بک به هفته پیش
ا.ت ویو
عین جنازه شدم بخدا این استاده فکر کرده کیه یه سر کارگر بیشتر نیس که...هوفففف...کلید انداختم و در رو باز کردم
- ۷.۰k
- ۰۶ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط